...آهسته سلام
امشب همش بوي تو رو مي دم...
ديكًه خاطره هام هم دارن ميرن؛
اما تو، هنوز ، هميشه، خود مني
البته تو يي كه من مي شناختم نه اوني كه ازش مي ترسم.
تو ، يعني همين بوي خوشي كه الان تو مشاممه؛ بوي محيط دايره ها، و دايره هاي محيط ، بوي آغوش منحني حيات، بوي اسبٍين ذره هاي نزديك، بوي يك فوتون زوج آفرين ... بوي
pie...
هنوز وقتي زير كاج هاي كًروه بٍرسه مي زنم يه دفعه مقابلم ظاهر ميشي و من توي هول و ولا يادم ميره سلام كنم، و تو با يه نكًاه آشنا از كنارم مي كًذري ، ... 2/2/86 يكشنبه
No comments:
Post a Comment